خانه > ادبيات > شب یک، شب دو

شب یک، شب دو

رمان بهمن فرسی و شخصیت اولش زاوش ایزدان نمونه خوبی از تفکر سکسیستی، متحجر، غیرتی و ضدزن قشر 630826تحصیل‌کرده‌ای  از مردان در دوران فراوانی و نعمت در ایران است که خودش را روشنفکر می‌دانست درحالی که نبود و توان اثرگذاری و خوانده شدن هم نداشت اما با تعریف‌های محفلی هنوز بازار خودش را گرم نگه می‌دارد.

نگاه خودشیفته مرد مرفه و اهل هنری ایرانی که تمام زنان و دختران با یک نگاه دلداده او می‌شوند. زن‌ها از دو دسته خارج نیستند یا جنده‌اند (شاید ارزش داشته باشه کسی تعداد تکرار این کلمه در کتاب را بشمارد) یا مانند بی‌بی کاکایی لایق توجه زاوش. او که بهترینشان است همزمان ۷ سال با مرد دیگری که از قضا خارجی است زندگی کرده و آنقدر منفعل است که به زاوش می‌گوید با من ازدواج کن وگرنه میرم با ژیرار ازدواج می‌کنم. و البته بی‌بی در عین حال کسی است که سیما جاودان که دختر وزیر است را به زاوش معرفی کرده تا «وقتی خود ایشون ایران تشریف ندارن یه دختر مورد اعتماد تو تختخواب بنده باشه.» یا در تمنایی عاشقانه برای زاوش می‌نویسد «کاش تو یه پیرمرد بودی و من تو خونه تو کار می‌کردم.» اصولن در تفکر راوی زن در حالی راضی است که از مرد کمتر باشد. بی‌بی: «حالا یک زندگی معمولی دارم. مردی که در کنار من است گاه آنقدر احمق است که خودم را کمتر از او نمی‌بینم.» یا مثلا معتقد است که درد طلعت خواهر بی‌بی تمامن از بی‌شوهری است و این درد آنقدر جدی است که پدرش نیز همراه شوخی زاوش درباره آن می‌شود. (فصل ۱۳)

شخصیت اول داستان که سخت اسیر غیرت مردانگی ایرانی و تقابل فرهنگی با فرنگ است در جایی دیگر می‌گوید «من احمق رو بگو که خیال می‌کردم تو احمق که از یازده سالگی تو اروپا بزرگ شده‌ای، دست‌کم دیگه لای پات دفترچه پس‌انداز خوابیدن و پاشدن نداری.» یا مثلن آنجا که فضایی رویاگون از خودش و بی‌بی را شرح می‌دهد در مورد پستان‌های بی‌بی و بچه شیر دادن می‌نویسد: «همان بهتر که شیرخشک! لااقل فقط دست ماشین بهش خورده، نه دست صدجور عمله بوگندو»

ساختار رمان از خلال نامه‌نگاری‌های زاوش و بی‌بی با ترتیب غیرخطی روایت می‌شود و شامل شکل‌گیری رابطه در هنگام بازگشت بی‌بی به ایران، شکل‌گیری رابطه زاوش و بی‌بی، قطع رابطه آنها و طغیان! خشونت‌آمیز زواش است که به کلی معلوم نمی‌شود طغیان علیه چه. پیشینه شخصیت‌ها تمامن از ذهن راوی/زاوش به صورت خلاصه، کلیشه‌ای و همراه با برچسب‌های جنسیت‌زده توصیف می‌شود غیر از خود قهرمان که بخش طولانی و زائدی را به خود اختصاص داده، و البته جابه‌جا توصیفاتی جعلی و مضحک از خودش: «بنابراین اولا من نقاش نیستم. و این اولین خطای این گالری نیست که چیزی غیر از نقاشی به نمایش گذاشته. گالریها معمولا از این خطاها می‌کنند. البته من این حرف رو به این دلیل نمی‌زنم که فردا هف‌هش تا دشمن نقاش نداشته باشم. به درک! بذار چندتایی هم از این جماعت دشمن داشته باشم. در ثانی، همون‌طور که عرض کردم، اینجانب در قاصله نوشتن‌ها، یعنی وقتی یک نوشته تموم میشه، یا از نوشتن خسته میشم، یا اصلا نمی‌تونم بنویسم، می‌پردازم به این قبیل عملیات که شما اصرار دارید اسمش را بگذارید نقاشی. وقتی هم که شروع به عمل می‌کنم هیچ هدفی ندارم. یعنی خسته‌تر از اون هستم که بتونم هدفی داشته باشم. بازی می‌کنم و توی بازی یه چیزهایی گیر می‌آرم. بعد هم به خیال خودم سعی می‌کنم این چیزهارو کامل کنم. و بالاخره، آلت دست میشم که اونا رو بذارم سینه این دیوارها تا دوستان بیان از جلوشان رژه برن و با هم درد دل کنن».

رمان همچنین برخلاف آنچه در مقدمه‌اش نوشته که اشاراتی اگر باشد اتفاقی و … است جاهایی هم اشارات گل‌درشتی دارد مثل پرتو و کسی که برایش کار میکرده در فصل ۱۴: فروغ و گلستان.

همچنین در بخش‌هایی نیز نقبی به نقد دوران ماشینی مدرن یا زندگی پولدارها می‌زند که بسیار خفیف و سطحی است در واقع مسئله داستانش نیست. از هر سو که به رمان نگاه می‌کنی میبینی کتاب سخت بی‌مسئله است. در واقع انگار خاطره‌بازی‌های انسانی با زبان و فرمی متوسط و تفکری متحجر به‌گونه‌ای غیرخطی نوشته شده باشد و تمام. هرچند که خواندنش یک خاصیت دارد: تاریخچه معاصر رفتار بسیاری از مردها و زنهای دور و برتان را متوجه می‌شوید.

Advertisements
دسته‌ها:ادبيات برچسب‌ها: , ,
  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: