خانه > Uncategorized > ترجمه شلخته

ترجمه شلخته

دوستی که تازه اکانت فیس‌بوک و اینستاگرام ندارد چند وقت پیش نقل قولی از بودلر برایم فرستاد که فلانی نگاه کن بودلر در آن زمان چه نگاهی داشته و چه زیستی را از سر می‌گذرانده که جایی در مورد عکاسی گفته: «جامعۀ پلشت ما که هر عضوش، نارسیسی خودشیفته است، هجوم می‌آورد تا به تصویر مبتذل خویش بر سطح تکه‌ای فلز خیره شود»

مرض حقیقتن جدی است. بعضی هستند که تازه همان سلفی اینستاگرام خود را همواره در فیس‌بوکشان و احتمالن جاهای دیگرشان هم به اشتراک می‌گذارند. چند وقت پیش موسسه‌ای تحقیقاتی افرادی که روزانه بیش از ۶ بار اقدام به ارسال سلفی در شبکه‌های اجتماعی می‌کنند را دچار نوعی اختلال روانی دانسته بود، منظور آنکه هستند چنین موجوداتی.

جمله بالا را دوست داشتم اما ترجمه‌اش را نه. یافتن اصل قول کار سختی نبود:

our loathsome society rushed, like Narcissus, to contemplate its trivial image on a metallic plate

کمی پس و پیش هم دارد که در اینجا مهم نیست. ببینید مترجم با جمله چه کرده! جمله می‌گوید جامعه پلشت ما به سوی چیزی هجوم می‌برد که آن چیز نگاه کردن و نظاره کردن بر تصویر خودش بر سطح تکه‌ای فلز است و این رفتار مثل آن عطش خودشیفتگی نارسیس است. خیلی ساده می‌توان جمله را اینگونه ترجمه کرد: جامعه پلشت ما، مانند نارسیس، برای نظاره تصویر خود در سطح تکه‌ای فلز هجوم می‌آورد.

۱- هر عضوش نارسیسی خودشیفته است از کجا آمد؟

۲- ترکیب نارسیسی خودشیفته چیه؟

۳- چرا trivial به مبتذل ترجمه شده؟

۴- چرا contemplate جایش را با gaze عوض کرده و خیره ترجمه شده؟

۵- در قسمت دوم جمله نمی‌شد کلمه به کلمه ترجمه نکنیم؟

شما حتمن ادبیاتتان از من بهتر است و بهتر ترجمه خواهید کرد منظور هم نقد ترجمه نیست. منظور این بود که کتاب «تجربه مدرنیته» مارشال برمن با ترجمه مراد فرهادپور (نشر طرح‌ نو)  یکی از آن کتاب‌هایی بود که وقتی خواندم تاثیر زیادی رویم گذاشت. این یک جمله از آن کتاب است که فراموش کرده بودم و سال‌ها بعد از طریق دوستی یادآوری شد. ترجمه این همه شلخته و بی‌دقت نوبر است. این ترجمه موجب شکل‌گیری لحن و نوع نگاهی از جانب بودلر در من خواننده بوده است که همه‌اش جعلی است.

مشکل از اینجا نیست که چرا به جای این کلمه آن معادل را نگذاشت، حتی آنجا هم نیست که نمیشود جمله فرهادپور را فهمید. خوب یا بد آنقدر در این سالها از این جمله‌ها خوانده‌ایم که عادت کرده‌ایم به فهمیدن جملات غیرقابل فهم … مشکل آنجاست که لحن و نگاه متن جعلی است.

این نتیجه مسئولیت کیست؟ مترجم؟ ناشر؟ هر دو

مراد فرهادپور آوازه‌اش را از ترجمه کردن یافت و امروز بسیاری دیگر در حوزه‌ ترجمه اندیشه فعال هستند.

چه حیف که این همه انرژی خواندن و ترجمه و چاپ و … با این شلختگی فکری و بی‌مسئولیتی از بین می‌رود. آیا اعتماد خواننده با نمونه‌های ازاین‌دست از مترجم سلب نمی‌شود؟

Advertisements
  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: