خانه > کتاب, رونویسی > غیاب معنا

غیاب معنا

اما شاید زندگی به‌رغم معنایی که قبلا داشته یا شما فکر می‌کرده‌اید داشته، اکنون عبث به نظر برسد. یکی از دلایلی که مدرنیست‌هایی مانند چخوف را تا به این حد به امکان بی‌معنا بودن مشغول می‌کند این است که سن و سال مدرنیسم در حدی است که روزگار فراوانی معنا، یا دست‌کم شایعه‌ آن را به خاطر دارد. برای چخوف، کنراد، کافکا، بکت و همکارانشان، معنا تا همین اواخر به اندازه کافی در اطراف حضور داشت، و به همین دلیل است که با خشک شدن آن، احساس گیجی و سرخوردگی می‎کنند. اثر هنریِ نمونه‌وارِ مدرنیستی هنوز هم مسحور خاطره جهانی به‌سامان است، و لذت نگاهی چنان نوستالژیک دارد که کسوف معنا را نوعی اضطراب، رسوایی، و محرومیتی تحمل‌ناپذیر تلقی می‌کند. به همین دلیل است که این قبیل آثار معمولا حول نوعی غیاب محوری، شکاف رازآمیز یا سکوت می‌چرخند که معنادار بودن از آن‌جا نشت کرده است. به عنوان مثال می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: مسکوی چخوب در سه خواهر، دل تاریک آفریقایِ جوزف کنراد، فانوس دریایی رازآمیز ویرجینیا وولف، غارهای خالی مارابار ای.ام. فورستر، نقطه ساکن جهان چرخنده تی.اس.الویت، پرهیز از برخورد در دل یولیسزِ جویس، گودوی بکت، یا جنایت بی‌نام «یوزف ک.»‌ی کافکا. در این تنش میان نیاز مداوم به معنا و حس آزارنده فرار بودنِ آن، مدرنیسم می‌تواند اساسا مقوله‌ای تراژیک باشد.

معنای زندگی – تری ایگلتون – عباس مخبر – نشر آگه – 126 و 127

Advertisements
  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: