خانه > روزانه > گذشته

گذشته

گذشته همراه ماست

از شر گذشته و خاطره و یادآوری نمی‌شود خلاص شد

هر پدیده‌ای چیزی نیست جز تاریخ آن

حافظه خود کلانتر جان است بر سرت بشکند هوار شود

البته که باز هم می‌شود این تعابیر را ردیف کرد

هر یک در بعضی جاها متفاوت و در بخشی مشابه. اما آنچه در همه مشترک است حضور دیروز در امروز و اکنون من است. آنچه پیش از این کرده‌ام با من است. در شخصیت من . در حرف‌های من. در لحن صدای من. در حرکات من. در خواب‌های من. در یادآوری‌های من.

یا حتی این گفته‌ی آقای هگل که از تاریخ می‌آموزیم که هرگز از تاریخ نمی‌آموزیم. دوست داریم گذشته در ما جریان نداشته باشد. برویم محو شویم در فضای جاری. خیلی هم خوب است. برویم و بشویم شاید که آینده از آن ما. اما اغلب انگیزه محو و پودر شدن می‌شود داستان دنیس لاوان در فیلم Holy motors. بله کسی او را نمی‌شناخت. اما خودش خودش را می‌شناخت. او در هر اپیزود خود را بی‌تاریخ می‌کرد. بی‌گذشته.

آنچه از من سر می‌زند. روزها و ساعت‌ها و دقایقی را که سپری می‌کنم ذره ذره هویت‌ام را می‌سازد. انجامش داده‌ام یا خوب بوده و یا بد. بخشی از من شده. حتی اگر کسی آن را ندیده باشد و در قبال کسی نبوده باشد.

پس هی بیشتر جوری می‌شوم که هستم. جوری که عمل می‌کنم. جوری که حرف می زنم و …

Advertisements
دسته‌ها:روزانه
  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: