خانه > Uncategorized > جخ امروز از مادر نزاده‌ام

جخ امروز از مادر نزاده‌ام

بعضی چیزها از دور آدم را می‌گیرد. در آن حضور نداری. بازیگرش نیستی. تازه خیلی بعدترها می‌فهمی که فلان روز قلابش را به تو انداخته و خودت خبر نداشتی… محل کار مادرم وصال بود، اولین خبر را از او شنیدم. از گریه‌های دختر محجبه‌ای در تاکسی می‌گفت که نگران اهانت به مقدساتش بوده. بهتر است بگویم بعضی وقایع نقطه‌ی عطف است (دارم شخصی حرف می‌زنم !)، تکانت می‌دهد چه در آن باشی و چه نباشی. چاقویی که فروهرها خوردند، حمله‌ای که به کوی دانشگاه شد و ده‌ها چیز دیگر ضمیمه‌ام شد. تاریخم شد. جخ امروز از مادر نزاده‌ام را بهتر فهمیدم.

انگار ۱۸ تیر روز ملی ادبیات کودک و نوجوان هم است

Advertisements
دسته‌ها:Uncategorized برچسب‌ها:
  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: