خانه > کتاب > یوسف‌آباد، خیابان سی و سوم

یوسف‌آباد، خیابان سی و سوم

یوسف‌آباد، خیابان سی و سوم، پاییز سال ۱۳۸۸ اولین بار چاپ و شده و نسخه‌ای که من دارم متعلق به زمستان ۹۰ است و چاپ هشتم! سینا دادخواه در زمان اولین چاپ رمان (تاکید بر این است که معلوم نیست چقدر در ارشاد مانده تا چاپ شود) ۲۵ ساله است و سامان ۳۳داستان ۲۲ ساله. رمان کوتاه است و در ۱۱۴ صفحه تمام می‌شود. یک ضرب می‌خوانیش. هر چند بعضی جاها خسته کننده است.

اغلب رمان به توصیف‌ها، روایت‌ها، خیال‌پردازی‌ها و برقراری مشابهت بین چیزها می‌گذرد. کنش‌ها حداقلی است و سامان و لیلا و ندا و حامد هر یک بیشتر افکار مشوش خود را می‌کاوند. با این حال نگارش آزاد و جریان سیال ذهنی در کار نیست و همین است که کار را خسته‌کننده می‌کند. در نهایت رمان چیزی بیشتر از نوشتن احساساتی جوانی ۲۲ ساله نیست! ادبیتی هم در کار وجود ندارد، زبان قوی ندارد و اصلاحات روزمره جوانانه نقشی اساسی در زبان نویسنده دارد. نویسنده از سامانِ داستان بزرگ‌تر نمی‌شود و جایی که در ذهن لیلا و ندا به عنوان زن نشسته، کماکان همان مرد جوان است و زمانی که در نقش حامد نشسته نیز توصیفاتش مصنوعی است و نتوانسته تا به چهل سالگی نزدیک شود.

جالب‌ترین نکته‌ی کتاب برایم شباهت‌های بین خود و نویسنده بود: هر دو طرفدار تیم ملی انگلستان و سینمای کیارستمی

Advertisements
دسته‌ها:کتاب برچسب‌ها: ,
  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: