خانه > ادبيات > موسم هجرت به شمال

موسم هجرت به شمال

«آیا فلسفه، دین و روایت های خیالپردازانه در آرمانی ترین و انتزاعی ترین وجه خود می توانند جایی برای خیال پردازی جمعی، یک خانه، مکانی آشنا و مانوس به ما عرضه دارند که ما را از چنگ دیگران، افکار، روایت ها و تغییرات ایمن و محفوظ بدارند؟ مدرنیته با کسانی که در آرزوی تحقق قطعیت و پا در جایی هستند و نمی خواهند تغییر را پذیرا باشند رابطه ای خاص و متناقض دارد.» این اولین جملات فصل دوم کتاب علی میرسپاسی با عنوان «روشنفکران ایران: روایت های یاس و امید» است که نویسنده در قالب آن کوشیده تا «بحران خیال پردازی بومی گرا» را از خلال مورد کاوی کتاب «طیب صالح» توضیح دهد. و هر چند که آنهایی که » نمی خواهند تغییر را پذیرا باشند» در ابتدای مقاله می تواند چالش برانگیز باشد، اما وجود این فصل در ادامه ی فصلی که به «پدیده فردید» پرداخته نشان می دهد که خیال پردازی بومی گرا به نظر میرسپاسی نه تنها یکی از تم های اصلی کتاب طیب صالح است، بلکه یکی از راه حل های عقیمی است که ما ایرانیان در مواجه با مدرنیته داده ایم و قابل بررسی و نقد است. جالب آنجاست که بعضی اتفاقات و روایت های کتاب آنقدر بین سودان و ایران آشناست که خواننده حس می کند که صرفا منطقه ای جغرافیایی تغییر کرده و چه تجربیات مشترکی که وجود ندارد. رمان اولین بار و به زبان عربی و در سال 1966 چاپ شد، سودان در حال تجربه ی انقلابی دیگر بود، سرنگونی دولت نظامی ژنرال ابراهیم عبود و در ابتدای سیستم پارلمانی. صالح در مقدمه ای در چاپ 2003 برای انتشارات پنگوئن نوشته است » جو آن روزهای خارتوم بسیار با نشاط بود… و به دلایلی چند، کار من با فرآیند سوالات روشنفکرانه ی ]آن دوران[ یکی شد.» البته این پایان کار نبود چرا که مثلا همین کتاب مهم صالح در سودان آن زمان اجازه ی چاپ نگرفت.

خواندن کتاب «موسم هجرت به شمال»ِ طیب صالح در ابتدا می تواند گیج کننده باشد. ساختار اپیزودیک رمان که داستان در قالب آن روایت می شود فاقد اطلاعات مهمی از گذشته ی شخصیت های رمان است و حس «گمشدگی در یک سرزمین غریب» را به خواننده القاء می کند. موسم هجرت به شمال رمان تحسین شده و در عین حال بسیار مهمی است که بر محوریت راوی و مصطفی سعیدی است که هر دو مانند نویسنده کشور را برای تحصیل ترک کرده اند و به انگلستانی رفته اند که آن هنگام که داستان در آن می گذرد سودان را در مستعمره ی خود دارد. مصطفی سعید دانش آموز نخبه ای که راه رسیدن به قله های علمی را به سرعت پیموده و در انگلستان دکتری اقتصاد خوانده و آنجا از اقتصاد عشق می گوید و زندگی دون ژوان مابانه ای دارد و راوی که آنجا ادبیات خوانده و شعر می داند، هر دو برگشته اند به کشور، سعید پس از گذراندن زندان که حتی می توانست منجر به مرگش شود، اما نشد. او متهم بود به اینکه زنش را کشته و چند زن دیگری که با او رابطه داشته اند نیز هر یک به نحوی خودکشی کرده اند. سعید از دادگاه تقاضای مرگ می کند اما چند سال زندان حکم نهایی اوست. بعد از اتمام زندان به سودان برگشته و در روستایی که زادگاه راوی است زندگی مرموزی دارد. هر چند آرام و همدل به ساکنان و برنامه های آنجا. راوی نیز که چند سالی از وطن دور بوده و در اولین روزهای برگشت خود فضایی مه آلودی را حس می کند که بین او و مردمان آنجا فاصله انداخته. اما در نهایت حالش بهتر میشود و به قول خودش و دوست صمیمی اش بیکاره ای می شود که کارگذار دولتِ غافل و سرسپرده ی مرکز است.

بومی گرایی خیال پردازانه ( که مثلا در ارادت راوی و مصطفی سعید به پدربزرگ راوی متجلی شده)، شرایط استعمار ( ناکارآمدیهای دولت مرکزی و امکانات و تحولاتی که در داستان رخ می دهد) و دوران پسا استعماری و خشونت ( آنچه که سعید بر سر همسر خود در انگلستان می آورد و آنچه که حسنه بنت محمود،بیوه ی او، در سودان بر سر بزرگِ هوس ران روستا؛ ود الریس می آورد) شاید مهم ترین تم های این رمان کوتاه باشند که همه در زیر سایه ای بزرگ جمع می شوند. و آن تفسیری است که انسان ها از تقابل خود و «دیگری» دریافت می کنند. تقابلی که می تواند منجر به ناملایماتی شدید باشد. رمان به لحنی تغزلی نوشته شده و همه جا از نثر آن تمجیدهای فراوانی شده که البته چندان در ترجمه ی فارسی منتقل نشده. با این حال همان طور که خودِ نویسنده می خواهد می توان بارها از استعمار و خوانش صرفا سیاسی رمان فراتر رفت و به تقابل های بیمارگونه بین خود و دیگری که برسازنده ی بسیاری از تضاد و دشمنی هاست پرداخت و آن را نقد کرد.

خواندن این رمان مهم است؛ از جهت پاسخی که بعد از تمام شدن بدان می دهیم؟ واکنش یا راه حل ما در مواجهه به مدرنیته چیست ؟

موسم هجرت به شمال کتابی است در 158 صفحه به ترجمه ی رضا عامری که نشر چشمه آن را منتشر کرده است.

روزنامه اعتماد – 2 شهریور 1390

Advertisements
دسته‌ها:ادبيات برچسب‌ها: ,
  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: