خانه > سیاست > چگونه محافظه کاری امروز با واقعیت بیگانه شده است

چگونه محافظه کاری امروز با واقعیت بیگانه شده است

فرید زکریا

» محافطه کاری واقعی است.» این را زمانی که سالها پیش با جرج ویل به عنوانی دانشجویی مشتاق مصاحبه می کردم شنیدم. فرمول بندی او شاید کمی گستاخانه به نظر برسد، اما نکات اصلی ایده اش هوشمندانه است. محافظه کاری که او توضیح می دهد، ریشه در واقعیت دارد. برخلاف تئوری های انتزاعی مارکسیسم و سوسیالسیم، از یک جامعه ی آرمانی شروع نمی شود و درست از همین دنیای واقعا موجود آغاز می کند. از ارسطو تا ادموند بورک، بزرگ ترین متفکران محافظه کار گفته اند که برای تغییر جوامع، اول باید آن را درک کرد، آنجور که هستند پذیرفتشان و بعد به آنها کمک کرد تا توسعه یابند.

با تماشای کمپین های انتخاباتی امروزی، مایه تعجب است که چه بر سر سنت محافظه کاری آمده است. محافظه کاران امروزه به ایده های منتج از اصولی انتزاعی اعتقاد پیدا کرده اند که نسبت کمی با حقایق دیروز و امروز آمریکا دارد. و این یک تراژدی است، چرا که محافظه کاری نقش مهمی در مدرنیزاسیون آمریکا دارد.

به منازعات اقتصادی توجه کنید. نسخه ی جمهوری خواهان آن است که مالیات ها را قطع و هزینه های دولت را کم کنند، آنگاه همه چیز درست خواهد شد. حال، من می خواهم نگاهی به نرخ های پایین ساده سازی شده و اصلاح مالیات ها داشته باشم، اما چه شواهدی وجود دارد که قطع مالیات ها بهترین روش بوده و پس از آن اقتصاد آمریکا دوباره زنده خواهد شد؟ مالیات ها – فدرال و مجموع ایالات- به عنوان درصدی از تولید ناخالص داخلی در حال حاضر در کمترین حد خود از سال 1950 قرار دارد. آمریکا در بین اقتصادهای صنعتی بزرگ کمترین حد اخذ مالیات را دارد. لذا این ایده که اقتصاد آمریکا به دلیل مالیات بالا در مضیقه قرار گرفته نه تنها مبتنی بر واقعیت نیست، بلکه تنها ادعایی تئوریک است. کشورهای ثروتمندی مانند آلمان و دانمارک که حال و روز خوبی دارند، هیچ کدام نرخ های مالیاتی پایینی ندارند.

بسیاری از تجار جمهوری خواه به من می گفتند که مدیریت اوباما بزرگترین دشمن اقتصاد آمریکا در 50 سال گذشته بوده است. آیا واقعا چنین است ؟ آیا سیاست های مالیاتی اوباما بیش از ریچارد نیکسون است که نرخ های مالیاتی را به 70% هم رساند و موجب تعطیلی بسیاری از صنایع شد؟ و اینکه چه کسی بود که درامدها و قیمت ها را کنترل می کرد ؟

در حقیقت، امروز هر گونه بحثی در خصوص مشارکت دولت در اقتصاد – حتی در خصوص زیرساخت های حیاتی – غیرممکن است، چرا که این اعتقاد همیشگی نو محافطه کاران هم بوده است که این چنین مشارکت هایی همیشه و تا ابد مضر است. در این اثناء، چین با سریع ترین رشد اقتصادی در دنیا از مشارکت دولت در اقتصاد برای رشد و ایجاد مشاغل برای سه دهه است که استفاده می کند. از سنگاپور تا کره جنوبی تا آلمان و تا کانادا، شواهد مشابه فراوانی از اقدامات استراتژیک دولت وجود دارد که می تواند به عنوان کتالیستی برای رشد بازار آزاد عمل کند.

البته تاریخ آمریکا نیز موید همین نکته است . در دهه های 1950، 60 و 70 دولت آمریکا سرمایه گذاری کلانی در بخش علم و تکنولوژی، در دانشگاه های ایالتی و صنایع پایین دستی انجام داد و زیرساخت هایی در کشور ایجاد کرد که موجب غبطه ی سایر جهان بود. این سرمایه گذاری ها موجب آغاز 2 نسل رشد اقتصادی در آمریکا شد و این کشور را بر قله تکنولوژی و نوآوری در جهان قرار داد.

اما آن تاریخ در حال حاضر فراموش شده. به عنوان مثال مراقبت های بهداشتی را در نظر بگیریم، جمهوری خواهان، با اعتماد به نفس بالا ادعا می کنند که ایده های آنها هزینه ی کمتری دارد، درحالی که به سادگی هیچ شواهدی در این خصوص وجود ندارد. آنچه در حال حاضر می دانیم آن است که آمریکا در بین کشورهای ثروتمند جهان بیشترین مشارکت در بازار آزاد و بخش خصوصی بهداشت عمومی را دارد. این بخش در عین حال بیشترین مصرف کننده ی تولید ناخالص داخلی نیز هست، در حالی که هیچ آورده ی مشخص و خروجی قابل اندازه گیری در بخش بهداشت وجود ندارد. ما نیازمند مکانیزم های بیشتری برای بازار هستیم تا هزینه های پزشکی را قطع کنیم، و جمهوری خواهان به زحمت نمی افتند اگر دیگر سیستم های مراقبت های عمومی در دیگر نقاط جهان را نیز مطالعه کنند.  آنها ایده های قدیمی مارکسیستی را سرهم می کنند که خودش از نگاه و درک تجربیات حقیقی پیرامون ناتوان بود.  و مثل قدیمی ها دائما » من می دانم در عمل جواب می دهد» را تکرار می کنند، » اما آیا در تئوری هم جواب می دهد؟»

محافظه کاران علی الاصول آنهایی بودند که ایده هایشان مبتنی بر واقعیت بود. اصلاحات آنان قدرتمند بود زیرا از بازار، دولت کارا و توانمندهای فردی استفاده می کردند. تاثیرات آنها نیز مهم و بزرگ بود: به عنوان مثال به اصلاحات مالیاتی دهه ی 80 فکر کنید که توسط محافظه کاران رهبری شد. امروزه محافظه کاران از ایده های عقلانی کمیسیون بوولز- سیمپسون در خصوص مهار کسری بودجه خجالت زده هستند زیرا این ایده ها عمیقا واقعی بودند. آیا واقعا کسی هست که آنگونه که برنامه های پل ریان ادعا می کنند، فکر کند که هزینه های دولت ما از زمان کالوین کولیج هم بیشتر شده است؟ کسی هست که فکر کند ما 11 میلیون انسان را مرجوع خواهیم کرد ؟

ما به ایده های محافظه کارانه برای مدرن سازی اقتصاد و اصلاحات دولت نیاز داریم. اما آنچه نیاز داریم نه سیاست هایی که هیچ اصلاحی نمی کنند و فقط دنبال قطع کردن و ریاضت های دولتی هستند، بلکه استراتژیی است که کمی به تاریخ و بهروش های (best practices) اطراف دنیا توجه کند و تنها بر مبنای تئوری نباشد. چیزی که محافظه کاران را شبیه پروفسورهای حواس پرت کرده است .

Thursday, June 16, 2011

منبع : تایم

Advertisements
  1. آراز
    ژوئیه 29, 2011 در 4:24 ق.ظ.

    زکریا خیلی قشنگ نوشته و در عین حال خیلی بیش از اندازه با احترام درباره جمهوریخواهان و برنامه های اقتصادیشون حرف زده.
    افسانه «مالیات کمتر اقتصاد پویاتر» دروغ بزرگیه که نمی دونم واقعا چطور تونستن به خورد مردم بدبخت آمریکا بدن.
    نمی فهمم چطور در یک کشوری پرده شرم ممکنه چنان افتاده باشه که یه عده سیاستمدار اینطور گستاخانه بیان بگن که طبقات پایین حقشونه که بدبخت باشن چون لیاقتشون همینه و لازم نکرده همه مردم از حداقلهای زندگی سالم برخوردار باشن.
    اگر ثروت در آمریکا بیشتر از امروز بازتوزیع بشه، حتی اگر درآمد ملی هم پایین بیاد و به سطح کشورهای اروپایی برسه، باز هم بیش از 60 درصد مردم آمریکا سود می برن و سهم بیشتری از ثروت ملی گیرشون میاد. این نکته جالبه که نظام سیاسی موجود نمی تونه این اکثریت رو از منافعشون آگاه کنه به شکلی که به سیاستهای دولت رفاهی رای بدن. ه نظر من نظام سیاسی آمریکا گیر و گرفتاری زیاد داره و یک دموکراسی خیلی بی کیفیته.

  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: