خانه > ادبيات > هر کتاب الکترونیکی خوبی یک ویراستار خوب می خواهد

هر کتاب الکترونیکی خوبی یک ویراستار خوب می خواهد

با ظهور کتاب های الکترونیکی، خود انتشاری بسیار گسترده شده و بعضی از نویسنده ها متقاعد شده اند که دیگر نیازی به ناشر ندارند. اما آیا نیازی به ویراستار هم ندارند ؟

 نوشته هریت ایوانز[1]

حتی اگر مثل من مشخصا علاقه ای به تجربه ی خواندن کتاب های الکترونیکی نداشته باشید، و فکر کنید هنوز بهترین روش، خواندن رمانی است که اگر در حمام افتاد نشکند، بی هیچ شکی باید گفت که امروز، دوره ی کتاب های الکترونیکی است. زمانی که هفته ی پیش برای انتشار آخرین رمانم در نیویورک بودم، شنیدم که کتاب های چاپی را p-book می خوانند، انگار که یکی از محصولات فرعی و زمخت  ebook است. بحث های زیادی هست که کتاب های الکترونیکی قدرت را به سمت مصرف کننده و نویسنده بازگردانده اند. رییس هر انتشاراتی به هر ویراستاری در صنعت چاپ و نشر سنتی گفته است که آنقدرها هم سخت گیر نباشید، هزاران نفر سودای نویسنده شدن دارند که از فرآیندهای چاپ و نشر گریزانند و ممکن است که تمام منابع مورد نیاز خود را از اینترنت تهیه کنند.

اخیرا بحث چالبی بین دو نویسنده آمریکایی، بری ایسلر و جو کونراث، در جریان بود،که  چگونه ایسلر ( یک نویسنده ی موفق ژانر جنایی ) دست به اقدامی این چنین جذاب می زند و پانصد هزار دلار پیش پرداخت ناشر را رد می کند تا کتابش را خودش منتشر کند. آنها نیز مانند خیلی های دیگر، قطعا معتقدند که نویسنده ها نیازی به ناشر ندارند، چرا که می توان همه چیز را برون سپاری کرد، موقعیت شغلی خود را حفظ و در نهایت درآمد بیشتری کسب کرد. باید اشاره کرد که هر دوی آنها در خصوص حقوق مولف در دوره ی دیجیتال کاملا بخشنده و احساساتی هستند. اما این نکته هم قابل توجه است که هیچ کدام از انها در خلال بحث خود به این نکته اشاره نکردند که اولا چه کسی ساختار متن و دوما خود متن و جملات و کلماتش را هنگام انتتشار آن لاین ویرایش می کند. در حالی که آنها صرفا از یک سری ویرایش های سریع برون سپاری شده بهره می برند. این مسئله حاکی از بحث گسترده تری حول و حوش انتشار الکترونیکی است، جایی که نویسنده، و نه یک ناشر، کل فرآیند را قرار است کنترل کند. برای من شخصا خوب است، مادامی که شما نخواهید به آینده و ماندگاری اثر فکر کنید و از آن جایی که من یکی از مصرف کنندگان مشتاق هرگونه نوشته ی اینترنتی هستم، عمیقا معتقدم که بین کتابی که به صورت آنلاین توسط نویسنده منتشر می شود و کتابی که توسط ناشر آماده ی چاپ می شود تفاوت هست و این تفاوت دقیقا قلب کتاب و ادبیاتی که با آن مواجهیم را نشان می رود.

ویرایش، یکی از مهم ترین کارهای من به عنوان یک مولف است. پیش از اینکه من کار روزانه ام را ترک کرده و یک نویسنده ی تمام وقت شوم، ویراستار بودم، ابتدا در انتشارات پنگوئن، سپس در هدلاین و از این روست که این همه برای این مرحله از فرآیند انتشار ارزش قائلم. و هنوز بعد از این مدت نمی توانم به شما بگویم که چقدر از این کار متنفرم. این کار کاملا افسرده کننده است که در اتاقی با ویراستار خود بنشینید و به شما گفته شود که این کتابی ( در مورد من رمان ) که شما در تمام این ماهها عاشقانه روی آن کار کرده ای و آنرا نوشته اید اصلا جذاب و کامل نیست و حقیقت آن است که تکراری و مایوس کننده است، اینجا رو کلی نوشتی، اینجارو خیلی بسط دادی. من از این اینکه کتابم پیش از انکه توسط ویراستار و ناشرم خوانده شود خجالت زده می شوم. خیلی مهم است که یک نویسنده کسی را داشته باشه که بتواند جدی با او برخورد کند. و حالا اگر کسی توسط  خودِ نویسنده و بر کاملا بدون مرز استخدام شده باشد ( منظور در دنیای دیجیتال و انتشار آنلاین)، چکونه می تواند به اندازه کافی با نویسنده جدی باشد ؟ من الان با وجود گروهی از خوانندگان که همیشه کتاب های مرا می خرند در موقعیت خوبی هستم. و به خوبی می دانم که این موقعیت بدون داشتن ویراستارانی که کارشان صرفا تملق و به به چه چه کردن صرف درباره ی کتاب نیست و تمام سعی شان را می کنند تا کتاب را به اثری درخورد تبدیل کنند میسر نبود. (اگر شما هریک از کتاب های مرا خوانده اید و از آن متنفرید، بدانید که تازه می توانست خیلی بدتر از آن چیزی باشد که شما دیده اید.)

ویراستاران دیروز بر قلمرو گسترده ای حاکم بودند؛ یک کتاب تا پیش از آنکه ارزش فروش به خوانندگان عمومی را داشته باشد بارها و بارها بازنویسی می شود. چه کسی می داند که اگر بردباد رفته با همان اسم اولیه ی خودش، پنسی، منتشر شده بود و یکی از پیشنهادات ویراستار ِمک میلان تغییر نام پنسی اوهارا به اسکارلت نبود، چه سرنوشتی در انتظارش بود و آیا باز هم همین قدر موفق بود یا نه ؟ یکی از بهترین ویراستاران تمام اعصار رابرت گوتیِب است که سالها در انتشارات سایمون و شوستر کار می کرد. و برای بسیاری از سلمان رشدی و تونی مریسون تا جان لوکار و مایکل کرایتون کار کرده است. کسی که برای دقت بی مثالش به جزئیات و مثلا قرار گرفتن یه کاما در متن بسیار معروف است. او در مصاحبه ای درخشان با Salon.com داستانی می گوید که مشخص می کند چرا داشتن چشمانی بیطرف که متن شما را بخواند این همه مهم است. آن ایده از این قرار است که هرچند ویراستار درباره ی همه چیز کتاب شما حرف می زند، اما آخر سر طرف شماست. «لحظاتی بوده که در خیابان قدم می زنم و زنی را می بینم که به طرفم می آید و می خواسته ام به او بگویم: معذرت می خوام سرکار، شما بسیار زیبا هستید، اما رنگ نارنجی اصلا به شما نمیاد. اما جلوی خودم را گرفتم و همانطور که می بینید من اینجا هستم که همینها را بگویم.»

من نمی گویم که امروز ناشران عالی و کامل هستند، چرا که نیستند. آنها بسیار کند به دوران دیجیتال واکنش نشان می دهند و من فکر می کنم پتانسیل های زیادی وجود دارد که آنها بدان بی توجهند. همچنین من اصلا معتقد نیستم که ساز و کار سنتی شرکت های چاپ و نشر و نحوه ی عملکرد ویراستاران استاندارد بوده است. اما به عنوان یک نویسنده که قراردادی با یک ناشر دارم باید به این حقیقت اشاره کنم که هر وقت دستخطی را به آنها می دهم باید منتظر شنیدن تمام آن حرفای بالا باشم.

کتاب های الکترونیکی کماکان کتاب هستند. هر چیزی که تحت عنوان کتاب منتشر و به فروش می رسد حتی اگه بسیار ارزان بوده و پول بیشتری عاید نویسنده اش کند باید حتی الامکان کیفیت خوبی داشته باشد. انتخاب چیز خوبی است، اما آنچه شاهدش هستیم آن است که به طور فزانیده ای هیچ تفاوتی بین ناشران آنلاین یا نویسنده ای که با ایجاد استانداردهای شخصی کار کرده و آثار خود را به ارزان ترین قیمت ممکن می فروشند و تازه انتشاراتی را هم به خود جلب می کنند وجود ندارد. من فکر می کنم که خوانندگان امروزی نیز سزاوار همان قدر احترام هستند و در عجبم که در آینده چه خواهد شد .


[1] هریت ایوانز رمان نویسی که سابقه کار انتشاراتی نیز دارد. رمان های او شامل به سوی خانه،عشق زندگی اش، و عاشق ناامید است. آخرین رمان او به نام تورو یادم میاد توسط انتشرات هارپرکالینز در اکتبر 2009 منتشر شده است.

روزنامه اعتماد – اول تیر 1390

Advertisements
  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: