خانه > ادبيات > دیگر داستان نمی خوانم

دیگر داستان نمی خوانم

چرا خیلی از داستان خوان های قدیمی دیگر داستان نمی خوانند ؟ آیا پیری دلیل آن است ؟

لورا میلر

 

تنها اشاره ای از فیلیپ راث؛ نویسنده ی 78 سااله و خالق Portnoy’s Complaint و چندین رمان دیگر در فایننشیال تایمز کافی بود تا تعدادی زیادی کامنت پای مطلبش نوشته شود و بحثی داغ جریان گیرد؛ «دیگر داستان نمی خوانم». اما راث اولین فردی نبوده که چنین حرفی زده، حداقل در همین سالهای اخیر نویسندگانی چون کوماک من کارتی (آمریکایی، 77 ساله)، ویل سِلف (انگلیسی، 49 ساله) و ویلیام گیبسون ( آمریکایی، 63 ساله) نیز جملات مشابهی گفته اند.

بعضی ها داستان دوست ندارند و هرگز هم دوست نداشته اند. این کاملا با کسی که تا یک روز آزمندانه مشغول خواندن داستان بوده و یک مرتبه از خواندن، این گونه انصراف می دهد بسیار متفاوت است. قضاوت غیر رسمی من آن است ( با توجه به تجربه ای که من از مواجهه با مردم دارم خصوصا زمانی که متوجه می شوند من یک نقد نویس بر روی کتاب ها هستم) که دلیل این حرف چندان به تجربیات غیرمعمول افراد مرتبط نیست. بسیاری از خوره های رمان، از خواندن دست نکشیده اند، اما آنها نیز مانند، راث، ترجیح می دهند که کتاب های غیرداستانی در زمینه هایی چون تاریخ، علم و سیاست بخوانند.

راث، هنگامی که در مصاحبه اش به این نکته اشاره می کرد چندان لحن چالش برانگیزی نداشت: «نمی دونم، ]انگار[ آگاه شدم…» و بیشتر تلاش می کرد تا راز و رمزی در گفته اش باقی گذارد. حرف او حتی می تواند بدان معنی باشد که خواندن رمان های دیگران تونایی من در نوشتن را کم می کند. اغلب نویسندگان به خوبی می دانند که تقلید کردن از کسی، شبیه نوعی بردگی ادبی و نویسندگی از سر بی میلی است. سِلف یک بار در مصاحبه ای گفته بود که نمی تواند از داستان های دیگر نویسندگان لذت ببرد، زیرا » از همان ماهیچه ای استفاده می کنند که من برای نوشتن از آن بهره می گیرم.» با این حال هنوز عجیب است که نویسنده ای چون راث چنین مشکلی داشته باشد.

شاید راث نیز مانند مک کارتی، تنها علاقه اش را از دست داده باشد. ( مک کارتی یک بار گفته بود که داستان خواندن » وقت تلف کردن است.») مردم معمولی، غیر از نویسنده ها، که دست از خواندن رمان و داستان کوتاه می کشند اغلب می گویند که خسته شده ایم و دیگر تحمل روایت های «غیرواقعی» را نداریم. یک وبلاگ نویس اینگونه توضیحش داده بود: » من دست از داستان خواندن کشیده ام تا خودم روایت های واقعی زندگی که قرار است سرچشمه نوشتن رمان ها]ی دیگران[ باشد را تجربه کنم.»

احتمالا دانشکده های انسان شناسی تکاملی با وی موافق خواهند بود. داستان سرایی – به عنوان یک تمرین فرهنگی جهانی – به انسان ها کمک می کند تا بتوانند آنچه دیگران فکر و احساس می کنند را تصور کنند و متعاقبا برای اینکه چگونه در آینده رفتار کنند آماده شوند. ارزش چنین مهارت هایی زمانی که برای هدایت پروژه های پیچیده ی اجتماعی به کار می افتد بسیار واضح است، اما انگار که انسان ها در سنین بالا که هستند اشباع می شوند. هیچ گونه فرم هنری دیگری غیر از رمان نمی تواند ما را تجربیات درونی یک زندگی دیگر بهره مند سازد.

سارا وینمن، روزنامه نگار ادبی، در توئیتر به مقابله با دفاع راث پرداخت و نوشت که » در واقع من بیشتر تعجب می کنم که نویسنده ای 70 ساله اصلا داستان بنویسد.» وقتی از او خواستم تا نظرش را بیشتر دراین باره به من بگوید، گفت » رمان خواندن به طور مشخص نوعی آمیزش با انواع احساسات خلاقانه است، از حیرت و تجربه ی حسی که با آزمون نویسنده ای در شرایط های مختلف انسانی پدید می آید تا لذت بردن از سبک ادبی وی، تخیل و فرار از واقعیت ها و حتی سرگرم شدن و حتی می تواند خیلی فراتر از اینها باشد. با این حال به نظرم بدیهی است برای کسی که پیر می شود داستان خواندن دشوار باشد ، چرا که توانایی آزادسازی فضا های ذهنی در او ، نه به دلیل بیمارهای مزمن فیزیکی یا روحی، تنها با خواندن امکان پذیر می شود.»

شاید هم آنچه بسیاری را از رمان خواندن دور می کند، درون گرایی و خودکاوی موجود در رمان ها باشد. دیانا اتیل که عمری برای خاطره نگاری هایش معروف بود و تمام زندگی کاری اش را صرف خواندن و ویراستاری داستان ها کرده است، در 90 سالگی نوشت که «رمان ها را بسوزانید.» او رمان ها را به دلیل از دست دادن ذائقه ی نارسیسیستی که مطالعاتش را کنترل می کرد مقصر می دانست.  و در کتاب» جایی نزدیک به پایان » می نویسد » زیرا بسیاری از رمان های بزرگ امروزی هنوز بر روی عشق زنانی که من هر روز در دور و اطراف خودم می بینم تمرکز کرده اند و این یعنی که من از وجود این داستان های بالقوه در اطراف خودم کسل شده ام.» با اتیل همدردی می کنم. در دوره ای برای من هم کشمکش های رمانتیک  25 ساله ها برای سامان دادن به زندگی های عاشقانه شان جذاب بود. اما الان، نه چندان.

البته در دنیایی که ادبیات انتخاب بسیار گسترده ای در برابر ما قرار داده است، این شاید تنها یک مدل از رمان هایی که منتشر می شوند باشد. طبیعتا زمانی که دیگر ایمانتان به رمان را از دست داده اید، جستجو و کشف ژانرهای نو دشوار بوده و انرژی زیادی می طلبد. همانطور که قهرمانان غیرداستانی اغلب اشاره می کنند، هر چند هم که ادبیات نسبت به دیگر کارهای غیرداستانی کاستی هایی داشته باشد، حداقل می تواند چیزهایی از زندگی به شما یاد دهد. داستان، دستورالعمل و اطلاعات مشخص ارائه نمی کند، تجربه ی زندگی ارائه می دهد. تجربیاتی که خواننده نیز ضمن خواندن تجربشان می کند.

معتقدم که ادبیات می تواند چنین ایمانی را در خواننده ایجاد کرده و پرورش دهد. همانطور که وینمن می گوید، شما باید ذهن خود را آزاد و رها کنید، مانند سالنی که قرار است جشنی در آن برگزار شود و هنوز اثاثیه را بدانجا نیاورده اند، وسایل پذیرایی را آماده کنید و مطمئن شوید که همه ی میهمانان دعوت شده اند. گر توانستید اوقات خوشی را فراهم کنید و دیدید که مهمانان لذت می برند، خود نیز اوقات فوق العاده ای خواهید داشت. و برعکس اگر مهمانی شما هیچ وقت پا نگیرد، همه تلاشهایی که کرده اید بی ثمر بوده است.

من فکر نمی کنم خواندن داستان از کارهای غیرداستان ها دشوارتر است که چه بسا خواندن رمان های خوب بسیار ساده تر هم هست. اما همان طور که هر خواننده ای می تواند شهادت دهد، شروع رمان کار سختی است. بسته به اینکه چقدر کتاب برای ما تازگی داشته و نو باشد، بد بودن آغاز رمان می تواند تمام موفقیت هایش را از بین ببرد. و شاید برای بعضی از خوانندگان مسن تر صرف انرژی مضاعف و خوشبینانه برای پیشروی و ادامه ی مطالعه کار سختی باشد. هر چند همانگونه که دکتر جانسون درباره ی ازدواج دومش گفته بود می تواند نشان دهنده ی تلاش برای تجربه ی امید در زندگی باشد.

هنوز هم ممکن است بعضی مانند جان آپدایک بخواهند تلاش کنند. وینمن می گوید » او مرا حیرت زده می کرد که همیشه آثار جوانان را می خواند.» فکر می کنم او مهمانی های فوق العاده ای برپا می کرد.

Salon.com

روزنامه اعتماد – 29 تیر 1390

Advertisements
  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: